گودالی که در حال حرکت است!!!

امیر هم با لبتاپ و مودم همراهش که سیمکارت میخورد سعی میکرد با سیمکارت ایرانسلش و سیمکارت رایتل اشکان یه طوری وارد اینترنت بشه که تا حدودی هم موفق شد. البته شاید لازم باشد که بدانید میانگین سالانه دما در این منطقه 9/16 بوده است. همینجا از بچه های با محبت این انجمن تشکر میکنیم. گفته می شود که استخر آب نمک دارای خواص دارویی است، به ویژه در درمان روماتیسم و انواع خاصی از بیماری های پوستی مفید است. دمای مرکز این چشمه بسیار بالا است به طوری که کسی قادر نیست در این دما دوام بیاورد اما همچنان که به کناره های چشمه می رسد خنک تر می شود و آب به رنگهای مختلفی تقسیم می شود که این رنگها باعث شده تا نام رنگین کمان را نیز برای این چشمه آبگرم در نظر بگیرند.

پس از طی حدود ۳ کیلومتر در این مسیر خاکی برای رسیدن به چشمهها دو راه وجود دارد که هر دو نیز خاکی است و در سمت چپ جاده قرار دارند و از نظر کیفیت فرق چندانی با هم ندارند. ايل قشقايي: درباره منشاء اين ايل، نظرات متفاوت وجود دارد. آقا این آقای حسینی اول کلی درباره ی این که دیگه گوشت و مرغ و مواد غذایی در ایران کیفیت نداره و مزه ی غذاها هم دیگه خوب نیست صحبت کرد و بعد از همه ی این حرفا از ما پرسید حالا شما با غذای حاضری موافقید یعنی نون و پنیر و سبزی، انگور و گلابی، نون و ماست.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی سازمان اوقاف و امور خیریه، محمد مهرابی دبیر هفتمین جشنواره سراسری وقف چشمه همیشه جاری درباره آخرین جزئیات این جشنواره اظهار کرد: «هفتمین جشنواره سراسری وقف چشمه همیشه جاری» ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۹ همزمان با رونمایی از فراخوان، کار خود را آغاز کرد؛ ارسال آثار به این جشنواره از ابتدای آبان ماه آغاز شد و ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ همزمان با عید سعید فطر نیز آخرین مهلت ارسال آثار بود.

از بهترین روش های تهیه و استفاده از این آب استفاده از فیلترهای قلیایی در دستگاههای تصفیه آب خانگی میباشد که سبب تهیه آب قلیایی کنترل شده و بسیار مفید برای بدن میشود و همچنین فرایند قلیایی کردن آب به صورت کاملا طبیعی و نه شیمیایی انجام میشود .البته تاکید میکنیم همواره از فیلترهای دارای استاندارد های معتبر استفاده نمایید . از دیگر چشمههای استان، ورجوی، گشایش و ایستی بولاغ در مراغه، چشمه کانی آب معدنی قره پالچیق و ساری سو در مرند، آبهای معدنی شورسو در عجبشیر و ساری سو در روستای گنبد، چشمه آبگرم ایستی سو و گوگدرق در میانه و آب گرم ایستی سو و منیشگه در قره آغاج، آب معدنی کندوان و چشمه ایستی سوی لیقوان است.

وی بیان کرد: این طرح که ۹۵درصد پیشرفت فیزیکی دارد با سرمایه گاری ۷۰میلیارد ریال اجرا می شود.ماندنی زاده تصریح کرد: مجتمع تفریحی و رفاهی روستای شوش در زمینی به مساحت چهار هزار و ۵۰۰ متر مربع در حال احداث است. 2 – اثرات هریک از پدیده های طبیعی مانند زمین لرزه و آتشفشان در زندگی خود را بیان کنند. مربوط میشود. مرکبخوانی را بنابر تعاریفی میتوان ورود به آوازها و دستگاههای موسیقی ایرانی از دستگاه پایه نامید که پس از اجرا در دستگاه یا آواز و مقام جدید، دوباره به شاهد دستگاه اصلی فرود میآید؛ مانند آنچه که در دستگاه ماهور در گوشهی «دلکش» اتفاق میافتد.

رباي قرضي: اضافه اي که پرداخت آن در ضمن قرض شرط گردد. مهری که بر آن نهاده شده از مشک است، و در این نعمتهای بهشتی باید راغبان بر یکدیگر پیشی گیرند! بعد ما به استودیوی انجمن موج نور رفتیم و یه برنامه ی کامل امید نشاط زندگی رو از اصفهان ضبط کردیم که این چهارشنبه از رادیو فصلی پخش میشه. ما هم که دیدیم ایشون چند دقیقه ای در مذمت گوشت صحبت کرده، گفتیم خیلی زشته الآن بگیم بره گوشت بِستونه. آقای حسینی از فعالیتها و زندگیشون برامون تعریف کردن که همونجا من به حدی زندگی ایشون برام جالب بود که یه مهمانخانه با ایشون ضبط کردم.

من هم با سه تا از خانمهای جامعه، خانمها محمودی، سارمی و امیرخانی برای مهمانخانه مصاحبه کردم. سوم اینکه از حجم اکسیژن بالایی برای شادابی بخشیدن برخوردار باشد . بیکی از این چشمه ها چر آب تر از دیگری است و به دلیل شور بودن هیچ گاه حتی در زمستان یخ نمیزند. سوار نیسان میشیمو یک نیسان سواری مهیج به چشمه های زیبای باداب سورت میرسیم و سکوتی نا خود آگاه بوجود می آید از دیدن این همه زیبایی باداب سورت با آن چشمه های خاصی که دارد.و این زیبایی چند صد برابر میشود چون خورشید در حال غروب هست و تابش آخرین نورهای روز خورشید به حوضچه های تراورتن بادابسورت و انعکاس نور در این لحظه باداب سورت را رویایی میکند و بعد از کلی لذت بردن آش محلی که با آتش زغالی در منطقه باداب سورت حاضر شده را میخوریم به عنوان عصرانه و بعد ازآنجایی که به کوه نوردی علاقه داریم میریم به روستای اورست و شب را در آن منطقه آرام و مردم مهمان نوازش سر میکنیم وبعد از کمی نشستن و استراحت شام میخوریم و بعد از کمی صبت میخوابیم تا فردا برنامه ای جالب داریم.

خلاصه. صبح چهار شنبه ساعت نُه از خواب بیدار شدیم و یک راست به مدرسه ی شهید احمد سامانی رفتیم. از کرج حدودً ساعت یک ربع به هفت راه افتادیم و ساعت نُه بود که در سه راهی سلفچگان ده دقیقه ای توقف کردیم تا استراحت کنیم. آرامش بینظیر باغ، خوردن انگور و گلابی های اون باغ، صفا و صمیمیتی که بین اعضا بود، حسابی حالمونو بعد از گذروندن یک روز کاری و فشرده سر جاش آورد. بعد راه افتادیم به سمت خیابون جِی و بعد از آدرس پرسیدنهای مکرر و آدرسهای بینظیری که هموطنان اصفهانیمون دادن بالاخره حدود ساعت یک شب به مهمانسرای مریم رسیدیم.

اونجا امیر با آقای رحمتینژاد که مدیر جامعه بود و آقای طالبی که مدیر انجمن ناشنوایان خمینی شهر بود مصاحبه کرد. همانطور که پیشتر گفته بودم، یکی از اهداف ما از این سفر، تهیه گزارش از نهاد های مرتبط با معلولین اصفهان، و ضبط برنامه امید نشاط زندگی، از اصفهان بود. اما غافر از این که من ماستشو خورده بودم، ححح. آقای شهبازی که بهش توی این سفر از این به بعد میگیم کاپیتان، چون پسرعموی کاپیتان هوشنگ شهبازی معروف هستن، نشست پشت فرمون، عمو چشمه هم نشست جلو، من و امیر و اشکان و حامد هم نشستیم عقب.

آقا خلاصه ما سوار این مترو شدیم و رفتیم گلشهر کرج. توی مترو ده دقیقه ای منتظر شدیم تا بالاخره امیر سرمدی پُرُداکشن از راه رسید و سه تایی سوار متروی سریع السیر کرج شدیم. تا سر خیابون رفتیم و سوار اتوبوس شدیم و به مترو رسیدیم. هرچی میگشتیم این خیابون سرپل نبود که نبود. بر روی مادی چشمه­انجیلی در محل دروازه­طوقچی، پلی بلند قرار­داشته که به پل انجیلی معروف­بوده و در­حال­حاضر، این پل در زیر خیابان و میدان طوقچی قرار­گرفته­ است. 1) (اِ)(2) نام رستنیی است بغایت تلخ که در دواها بکار برند و آن مسهل بود و آنچه در سقوطره شود بهتر باشد.

مساحت اين منطقه در حدود 845 كيلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دريا نزديك به 1220 متر است. حامد و کاپیتان با هم، با مشت به جون در و پیکر اونجا افتادن و پس از تلاشی پنج شش دقیقه ای بالاخره دوستمون آقای قاسمی تشریف آوردن و در رو باز کردن. یکی دوتا رستوران هم که باز بود یا داشت میبست یا قیمتاشون خیلی بالا بود. انقدر وضعم خراب بود که تا غذا آوردن همه بچه ها اول غذای منو بهم دادن خخخ. یه ساندویچی بود که جلوش وایستادیم و پیاده شدیم و رفتیم ازش ساندویچ گرفتیم و روی صندلی پلاستیکیهایی که توی پیاده رو گذاشته بود نشستیم و مشغول خوردن شدیم.

ایشون یه توتی کاسکو هم داشت که خیلی خیلی بامزه بود. در اون انجمن ما با آقای وطندوست دبیر هیأت ورزش نابینایان خمینی شهر آشنا شدیم و ایشون هم ما رو برای شام به باغ آقای اسد الله حسینی یکی از موفقترین نابینایانی که تا به حال دیدم دعوت کرد و با هم بعد از اتمام کارمون در جامعه و ملاقات نخودی به سمت اصغرآباد حرکت کردیم و به اون باغ زیبا رسیدیم. اونجا آقای نصر الله رضایی و مجتبی و جواد ایزدی بودن که کُلی آقای رضایی از خاطراتشون و فعالیتهاشون برامون گفتن.

خب برای این که رفتیم یه مسافرت توپ و کلی بهمون خوش گذشت و برگشتیم. اگر برای بازدید از روستای ابیانه بار سفر بسته اید سری هم به این چشمه ها در لیست چشمه های اصفهان بزنید. سفر به شهرک تاریخی کرخ در شرق هرات در مسیر سفر به چشمه اوبه توصیه میشود. در کتابهای تاریخی هم که جستجو کنید، میبینید که منطقه دنا را با نام همین چشمه میشناختند. وجود غار اسلاميه در دامنه ارتفاعات فوق الذکر که علاوه بر آثار تاریخی موجود در آن جاذبه مخصوص را به جهت کوهنوردی فراهم نموده است . جهت دوم اينكه: خواست اشاره كند، به عموميت رسالت ملائكه، و بفهماند كه در حقيقت ملائكه به شخص پيغمبر نازل نشده بلكه به عموم انسان نازل شده است، چيزى كه هست تلقى و گرفتن وحى مخصوص به يك فرد از ايشان است، و اگر ديگران از آن محرومند به خاطر قصورى است كه در خود ايشان است، و گرنه فيض خداى سبحان عمومى است، هر چند كه مستفيض از آن اشخاص مخصوصى باشند.

خلاصه به خاطر این سوتی مجبور شدیم بریم در تاکسیرانی. روستاییان به گلهداری و باغداری مشغول بودند و اینک تنها باغهای میوه این روستا سالم ماندهاست. یه باغ بزرگ پر از درختان میوه از هر نوعی که فکرش رو بکنید با یه استخر بزرگ و یه گلخونه ی فوق العاده. زیست جانوری این منطقه بسیار گسترده است، اگر بخواهیم در دسته بندی های مختلف این امر را به شما معرفی کنیم باید به حدود 45 گونه از پستانداران، 220 گونه از پرندگان، 35 گونه خزندگان، 20 گونه از ماهی ها و 3 گونه از دوزیستانی اشاره کنیم که پارک ملی وپناهگاه حیات وحش بختگان زندگی می کنند.

بالاخره در کمال حیرت این کار جواب داد و یکی از همین ماشینها ماشین عمو چشمه بود که حامد از این راه پیداش کرد. این کارها هم که شده بود. حالا جالب اینجا بود که ما سه نفرمون ماست گرفته بودن که من در این گروه سه نفره نبودم. عمو چشمه پیش من نشسته بود و ماستش درست مقابل من بود. حالا هی داره دنبال ماستش میگرده که پسش بده. بعد از این که غذام تموم شد یه دفه خیلی غیر ارادی ماست عمو چشمه رو برداشتم و با نون خوردمش خخخ. این بود که با غذای حاضری موافقت کردیم.

دیدگاهتان را بنویسید