کوه صفه از مکان های گردشگری معروف در شهر اصفهان

هر چند عمل و کردار ما بندگان تو، ناچيز است، امّا کَرَم تو بى حدّ است؛ از ذات پاکت مى خواهم اين اثر ناقابل را از اين بنده ناچيز بپذيرى و پدر و مادر، خانواده، اساتيد و دوستان و تمام کسانى که به گردنم حقّى دارند و تمام آنهايى که در طول تاريخ خالصانه ـ در حدّ فهم خود- براى خدا زيستند، را در ثوابش شريک گردانى و مهدى فاطمه(عليه السلام) را از ما راضى و خشنود سازى.

و اين برهان عقلى برهانى است تمام كه از كلام خود خداى تعالى استفاده مى شود و ما چگونگى استفاده آن را در بحث نبوت جلد دوم اين كتاب و در ضمن داستانهاى نوح (عليه السلام) در جلد دهم آن با شرحى مفصل گذرانديم. در مسیر بازگشت بعد از دور زدن چند یال سرسبز که پوشیده از گل های رنگارنگ و گیاهان دارویی است به زیر دیوارههایی می رسید که محل سنگنوردی کوهنوردان است.

در اوايل رشد، منظره چمن دارد و با رشد بيشتر در برابر باد مواج مي شود و زمانيكه به گل مي نشيند، بنفش خوش رنگی را بر متنی سبز مي گستراند . در دیلمان، پنج یا هفت تپه گون میگذاردند و آن را آتش میزدند و از روی آن میپریدند و میگفتند؛ «گل گل چهارشنبه، نکبت بشه، دولت بیه» انتخاب عدد هفت برای چیدن کپههای آتش، برگرفته از اعتقاد به هفت ستاره یا هفت ایزد بود. کفش و شلواری بپوشید که در صورت خیس شدن یا گلی شدن، ناراحت آن نشوید. آنچه پيش رو داريد مجموعه اي از واژه ها و اصطلاحاتي است که در کتب فقهي مانند رساله، استفتائات و يا سخنان اهل علم بکار مي رود که براي دسترسي و استفاده آسانتر به صورت جزوه اي مستقل به رشته تحرير در آمد و پس از تطبيق متن آن با نظرات حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي (مدّ ظلّه العالى) در سايت معظم له قرار گرفت که با استقبال بي نظير مراجعه کنندگان مواجه گرديد.

ثبت جهانی این باداب نیز پس از پاموککالهی ترکیه، به عنوان دومین چشمهٔ آب شور جهان بوده است. آب توسط کوه سبلان ، دومین کوه مرتفع ایران گرم می شود (دماوند اولین مرتفع ترین کوه است). توضيح اينكه عنايت الهى اقتضاء دارد كه خداوند هر نوع از انواع مخلوقات را به سوى كمال و سعادتش هدايت كند، و انسان نيز كه يكى از انواع مخلوقات است مستثناى از اين قاموس كلى و عمومى نيست و اين را مى دانيم كه سعادت و كمال اين نوع جز در زندگى اجتماعى صورت نمى گيرد، چون خصوص انسان موجودى است كه بايد دسته جمعى زندگى كند و قوانين و سنت هائى كه مايه سعادت دنيا و آخرتش باشد در ظرف اجتماعيش جريان يابد، اختلافات قهرى و اجتناب ناپذيرى كه در ميان افراد اجتماعش پديد مى آيد برطرف كند.

به مخالفين اعلام كن كه ديگر حرفى با ايشان ندارى و ديگر عليه ايشان احتجاج و استدلال نخواهى داشت، زيرا هدايت كار خدا است كه هيچكس در آن شركت ندارد، پس هر كس كه خدا هدايتش كند تنها او راه را يافته است و بس، و كسى كه خدا گمراهش كرده باشد و براهش نينداخته باشد تو اى رسول من هرگز ياورى به غير خدا برايش نخواهى يافت و خدا هم كه ايشان را هدايت نمى كند، پس نه خدا ايشان را هدايت مى كند و نه غير خدا ياوران ديگرى دارند، ديگر چه جاى بگو مگوى با ايشان است ؟

و در وسط اين دو سياق ناگهان سياق را به غيبت تبديل نموده فرمود: (و هر كه خدا او را هدايت كند) و جهت اين تبديل سياق شايد اين باشد كه اگر تبديل نمى كرد و مى فرمود: (هر كه ما هدايتش كنيم، و هر كه ما گمراهش سازيم باعث مى شد كه شنونده گمان كند ملائكة هم در هدايت و گمراهى بندگان دخالت دارند، و در اين دو امر با خدا شريكند و آن وقت آيه مشتمل بر تناقض گويى مى شد، براى اينكه دنبال همين جمله دارد: (فلن تجد لهم اولياء من دونه – به غير از خدا هرگز ولى و ياورى براى ايشان نخواهى يافت ) يعنى خواهى ديد ايشان كه ملائكة را اولياى خود مى پندارند و آنها را معبود خود خيال كرده و مى پرستند به غير خدا اولياى ديگرى ندارند.

و بنابراين، خلاصه معناى آيه اين مى شود كه: اى رسول من ! اين آيه به طورى كه از سياق كلام بر مى آيد تتمه خطاب اخير رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) است كه به وى مى فرمود: (قل كفى باللّه شهيدا بينى و بينكم – بگو خدا گواه ميان من و شما است ) و در نتيجه معلوم مى شود آيه مورد بحث كنايه از اين است كه ديگر حجت بر ايشان تمام شده و ضلالتشان حتمى گشته و ديگر اميدى به هدايتشان نيست.

و اين حرف هر چند حرف خوبى است و ليكن ذيل آيه يعنى جمله (بينى و بينكم ) و همچنين جمله (انّه كان بعباده خبيرا بصيرا) بطورى كه ديگران هم گفته اند با آن نمى سازد زيرااگر مقصود از آيه اين معنا بود جا داشت بفرمايد: (شهيدا لى عليكم – خدا شاهد من بر عليه شما است ) و يا بفرمايد: (شهيدا على رسالتى – خدا گواه رسالت من است ) و يا عبارتى ديگر نظير آن.

از همينجا مى توان فهميد كه اينكه بعضى گفته اند: (آيه مورد بحث كلامى جداگانه و ابتدائى است و كلمه (بگو) ى ديگرى از اول آن حذف شده ) گفتار صحيحى نيست. قبر کمال­الدین عبدالرزاق هم در همین محله در مسجد امیر مالک است. و اين خصيصه زندگى زمينى و عيش مادى است كه به هدايت الهى نيازمند است، و آن هم نمى شود مگر به وسيله نزول وحى از آسمان، حتى اگر فرضا عده اى از فرشتگان هم در زمين زندگى كنند و محكوم به عيش مادى و زمينى شوند بر آنان نيز فرشته اى نازل مى كرديم تا وحى ما را به ايشان برساند، آرى اين مساءله از خصائص زندگى زمينى است.

نكته ديگرى علاوه بر برهان گذشته افاده نموده چنين مى رساند كه القاء وحى به سوى بشر حتما بايد به وسيله فرستادن فرشته از آسمان صورت گيرد. بعد از آنكه احتجاج مزبور را پايان برده و نيز بعد از آنكه معجزه رسالت آن جناب را كه همان قرآن كريم و تحدى آن است خاطر نشان ساخت، و ايشان همچنان بر كفر و انكار خود پافشارى نموده اعتنائى نكردند، و همچنان بر اقتراح و پيشنهادات خرافى خود پافشارى نموده هيچ حقى را نپذيرفته و از حرف باطل خود دست برنداشتند اينك رسول گرامى خود را دستور مى دهد كه مس اله را به گواهى خدا واگذار نمايد چونكه خداى تعالى آنچه را كه از او و از ايشان سر مى زند شاهد است و مى داند كه پيغمبرش رسالت او را ابلاغ نموده و دعوت و احتجاج را به نهايت رسانده و عذرى باقى نگذاشت، و ايشان هم شنيدند و حجت بر آنان تمام شد، و همچنان استكبار و عناد به خرج دادند.

مشتاقانه منتظر راهنمايى ها، انتقادات و پيشنهادات خوانندگان محترم خصوصاً جوانان پويا و حقيقت جو هستم. در منطقه املش نیز پس از پریدن از روی آتش، جوانان کوزهای بر میدارند و آن را از هفت چشمه پر میکنند و این آب را که «آب هفته کوثر» مینامند به طرف آسمان میپاشند تا سال بارانی داشته باشند و با بقیه آن سر و روی خود را میشویند تا سلامتی بیاورد و بخشی از آب را در مزرعه میپاشند تا زمین پرمحصول شود.

روبروی دهانه غار کوهی وجود دارد که در آن چاهی ۴۰ متری وجود دارد و نشان میدهد که این دو کوه در اثر رانش زمین از هم جدا شدهاند. همیشه درباره حافظ این سؤال مطرح است که آیا خواجه از لفظ باده و مترادف آن، نوع انگوری ن را قصد کرده یا عرفانی را؟ ماد سفلی یا ماد بزرگ (که امروزه قسمت بزرگ آن را استان مرکزی تشکیل میدهد). در نقاط شرق گیلان، در چهارشنبه سوری ظرف آبی از رودخانه یا چشمه به خانه میبردند و بعضی هم هنگام بردن آب کلامی هم حرف نمیزدند و این آب را «لال آب» مینامیدند.

گرسماسر منطقه ای زیبا و پر از دشت های پرگل و چشمههای آب کوچک و بزرگ است. این روستا که در فاصله 5 کیلومتری شهر سرعین قرار دارد دارای خانههای سنگی است که در نوع خود بینظیر هستند و پدیدهای در زمینههای معماری و باستانشناسی به شمار میروند. آب مضاف: آبي است که با چيزي آميخته شده باشد مانند شربت و يا از چيزي گرفته شده مانند گلاب. آب قليل: آبي است کمتر از کر ، که از زمين هم نجوشد.

آب فراوان و خروشان و وجود فضاهای غار مانند که در زیر سنگهای آبشار تشکیل شده باعث زیبایی چند برابر آن شده است. در اينجا ممكن است به ذهن برسد كه خداوند خلقت بعدى را مثل خلقت قبلى دانسته نه عين آن پس يك فرد بشر در قيامت مثل آن فردى است كه در دنيا بوده، نه خود او، در جواب مى گوييم تشبيه و مانند بودن تنها در بدن است كه مورد انكار منكرين بود، نه جان آدمى كه حافظ وحدت و شخصيت انسان هم در اين دنيا و هم در آخرت است، و بدان جهت انسان آخرتى عين انسان دنيوى است، نه مانند آن، آرى ملاك يكى بودن حسين فرزند تقى در دنيا و آخرت همان نفس انسانى او است كه آن هم نزد خداى سبحان محفوظ است و با مردن معدوم و باطل نمى گردد، و وقتى آن نفس به بدن جديد در آخرت تعلق گرفت باز اين بدن همان بدن حسين در دنيا خواهد شد همچنانكه در خود دنيا هم چند بار بدنش با همه اجزايش عوض شد و او همچنان حسين پسر تقى بود.

پس، از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه جمله (يخلق مثلهم ) نمى خواهد بفرمايد انسان مخلوق در آخرت شخصى نظير انسان دنيا است، بلكه مقصود همان معنايى است كه گفته شد و اگر مانند بودن اين بدن و آن بدن را به ميان آورد، و نتيجه اش آن شد كه پاى مماثله به ميان آيد بدين جهت بود كه خواست جواب درست مقابل متن اشكال باشد، چون اشكال ايشان كه گفتند: (آيا وقتى اسكلت و سپس خاك شديم دوباره به خلقت جديدى مبعوث مى شويم )؟

دیدگاهتان را بنویسید